بتونم بگم ..............................................................!
بتونم بگم دوست دارم تو مـادر بچه هام باشی

با آرزوی زندگی پر از موفقیت و سربلندی و کامیابی و تندرستی و پر از عشق و شادی برای تو هر کجا که باشی
خدا رو برای همچین روزی شکر میکنم
پارسال هم این روز رو به مامانت تبریک گفتیم!نمیدونم میدونی یا نه!
من میتونم شمارت رو به راحتی گیر بیارم و یا حضوری بهت بگم اما چون فامیلیم و برای احترام به حرمت فامیلی و اینکه 1% تو اذیت نشی اینکار رو نمیکنم و همین جا بهت صادقانه و خالصانه و پر از عشق بهت تبریک میگم

پر از عشق و علاقه و دوستی
من عشق رو گدایی نمیکنم
برای رسیدن به تو و خوشبختی تو و خودم تلاش میکنم
اما جواب آخر به خودت بستگی داره و کاملا حق انتخاب داری!

يادت نره دوستت دارم ، خيلي دلم تنگه برات
دار و ندارمو بگير ، مال خودت مال چشات
خورشيدو بردار و بيار ، آفتابي شو به خاطرم
قرارمون يادت نره ، دير نكني ، منتظرم
قرارمون يادت نره ، دوستت دارم يادت نره
قرارمون يادت نره ، دوستت دارم يادت نره
قرارمون ساعت عشق ، كنار دل شوره زدن
كنار دلواپسي و ترسِ يه وقت نيومدن
عاشقم و عاشق تو ، از همه ديوونه ترم
قرارمون يادت نره ، دير نكني ، منتظرم
قرارمون يادت نره ، دوستت دارم يادت نره
قرارمون يادت نره ، دوستت دارم يادت نره
قرارمون كنار گُل ، كه سر به زير عطر توست
تو چين چين دامني كه هزار تا بغضو ميشه شُست
خورشيدو بردار و بيار ، آفتابي شو به خاطرم
قرارمون يادت نره ، دير نكني ، منتظرم
تو را دارم ای جان، جهان با من است
تو تا با منی جانِ جان با من است
چو میتابد از دور پیشانیت
کران تا کران آسمان با من است
چو خندان به سوی من آیی به مهر
بهاری پر از ارغوان با من است
کنار تو هر لحظه گویم به خویش
که خوشبختی بیکران با من است
چه غم دارم از تلخی روزگار
شکر خنده آن دهان با من است
روانم بیاساید از هر غمی
چو بینم که مهرت روان با من است


عشق سکس نیست
اکثر مردم فکر می کنند که عشق رمانتیک و تمایل جنسی دست در دست هم دارند، و اینکه یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست. اما یک روانشناس زن بیان میکند که به این سادگی نیست. او یافته های خود را بر اساس مصاحبه های ادامه دار با گروهی از زنان که او بیشتر از یک دهه آنان را زیر نظر داشته است،مبتنی کرده است. دکنر لیزا دیاموند، روانشناس تحولی،چیزهای جالب توجهی را در باره گروه مورد مطالعه اش بیان می کند.
دیاموند، پروفسور روانشناسی دانشگاه یوتا می گوید: اکثر زنانی که خود را به عنوان زنان غیر- ناهمجنس گرا(یعنی تمایل جنسی به مردان ندارند) معرفی می کنند، عاشق شدن و رشد تمایل جنسی به مردان را در زندگیشان به کرات گزارش کرده اند. دیاموند ابتدا فکر می کرد که آنها در باره آنچه که احساس کرده اند، دچار اشتباه شده اند یا اینکه در باره جهت گیری جنسی شان سردرگم هستند.
اما وقتی به آنها گوش داد، فهمید که اشتباه از خود اوست. دیاموند شروع به مطالعه تجارب زنان برای تزش کرد. او در تماس با شرکت کنند گان برای بیش از ۱۰ سال بود، به طور فردی با آنان در باره هویتهای جنسی شان، تمایلات جنسشی شان و رابطه های رمانتیک شان هر دو سال، مصاحبه می کرد.
بعد از بازنگری کار توسط سایر محققان عشق و کاوش معنی عشق و رابطه در فرهنگهای مختلف، دیاموند، آنچه را که بعنوان مدل رفتاری تمایز عشق و تمایل جنسی توصیف کرده است، توسعه داد.در مدلش، او فرض کرده است که تمایل جنسی و عشق رمانتیک از لحاظ عملکردی مستقل می باشند، اینکه عشق رمانتیک بطور ذاتی جهت گیری همجنس یا غیر همجنس ندارد: و اینکه ارتباط بین عشق و تمایل یک ارتباط دو جهتی(دو سویه) است.
در کنار مدلش، دیاموند فکر میکند که امکان اینکه کسی دگرجنس خواه باشد وعاشق کسی که همجنس او باشد، یا اینکه همجنس گرا باشد وعاشق کسی از جتس مقابلش بشود، وجود دارد. مدل دیاموند تفسیر تازه ای از تلویحات ایده های توسعه یافته بوسیله دکتر فلیپس شیور و دکتر سینتیا هازان می باشد که اظهار می دارد عشق رمانتیک بزرگسالی در جنبه های خاصی شبیه پیوند دلبستگی بین نوزاد و مراقبش می باشد،اما همراه با دلبستگی و مراقبت در دو جهت بین آن دو نفر و همراه با سکس اضافه شده به آن زمینه، می باشد.
در حالیکه دیاموند بحث می کند که یک شخص می تواند عاشق یک نفر که جذابیت جنسی معمول را برایش ندارد، بشود، شیور که جذابیت جنسی را بعنوان یکی از سه سیتم رفتاری شرکت کننده د ر شکوفا کردن عشقهای رمانتیک بزرگسالان می داند، آنرا از دلبستگی های دوره کودکی متفاوت می سازد.
دیگر روانشناسان مانند دکتر پاملا ریگان، که در مورد اینکه بزرگسالان چگونه در مورد عشق و سکس فکر می کنند، مطالعه می کند، می گوید که اغلب مردم جذابیت جنسی را بعنوان یک جزء اساسی در رشد عشق رمانتیک می بینند.
ابتدا، ازدواج و ارتباط تان را مرور کنید. از خودتان بپرسید درحال حاضر ازدواجتان در چه مرحله ای است؟ در چه جایگاهی قرار دارد؟ چگونه به این نقطه رسیدید و چه اتفاقاتی افتاده است؟ آیا ازدواجتان شامل امور عادی شامل، استرس داشتن، زمان گذاشتن، خستگی، کار، رسیدگی به فرزندان که تا حدودی انرژی شما و ازدواجتان را می گیرد میشود یا شامل چیزهای دیگری است، چیزهای عمیق تر و جدی تر؟ خشم، خیانت، تنفر؟
آیا با همسرتان مشکلی دارید که نیاز به حل کردن داشته باشد یا چیز دیگری است؟ به هرحال، شما باید مشکلاتتان را با هم یا خودتان حل کنید. تا زمانی که مشکلاتتان را حل نکنید نمی توانید مثل سابق زندگی عاشقانه و رمانتیکی داشته باشید. برای اینکه دوباره به روزهای رمانتیک اول ازدواجتان برگردید، باید مروری بر کارها و صحبتهایی که در آن موقع می کردید داشته باشید و آنها را دوباره به کار بگیرید.
با همدیگر به آرامی صحبت کنید بدون اینکه کوچکترین دعوا و کشمکشی با هم داشته باشید. از یک دفتر برای نوشتن و دورریختن احساسات و افکار منفی تان استفاده کنید. از مشاورهای خانواده کمک بگیرید. مشاورها به شما کمک می کنند تا بدون هیچ جانبداری در قبال همسرتان، نگاه متفاوتی به ازدواج و رابطه تان داشته باشید.
نکات عاشقانه
تمام مواردی که باعث آزار همسرتان می شود را از او دور کنید مثلا لباسهای کثیف را داخل لباسشویی انداخته و بشویید یا زباله ها را از خانه دور کنید. بعد از یک روز سخت کاری، همراه با استرس و مسائل مالی، نگه داری بچه ها و مسائل دیگر، دیگر دوست ندارید در خانه بمانید. دوست دارید راحت و آسوده خاطر باشید. درست است؟ اگر می خواهید ازدواج و ارتباطتان با همسرتان خوب باشد متاسفانه چاره ای جز انجام این کارها و البته کارهایی علاوه بر اینها ندارید. شما باید به شخصی که با او زندگی می کنید نشان دهید که او را دوست دارید و عاشقش هستید. به او احترام بگذارید و به احساساتش توجه کنید.
ابرازعشق مانند گذشته
گاهی اوقات شما باید به کارهای قبلی تان مراجعه کنید. کارهایی که با انجام آن همسرتان را شاد کردید و عشق تان را به او ابراز کردید. مثلا کارهایی که قبلا همراه با هم انجام می دادید یا مکان هایی که با یکدیگر به آنجا می رفتید. شاید مراجعه به کارها و مکان های قبلی راحت تر از امتحان کردن کارها و رفتن به جاهای جدید باشد. در کلاسهایی که روحیه هردوتان را شاد می کند شرکت کنید. مثل کلاسهای هنری. هرآنچه که انتخاب می کنید خلاقیت و صمیمیت و شادی شما را دوباره متولد می کند. وقتی یک کار خلاقانه ای با یکدیگر انجام می دهد، تمام زندگی تان را تحت تاثیر خودش قرار می دهد.
زمان بیشتری را با یکدیگر سپری کنید. مثلا یک روز در هفته فرزندتان را در خانه مادربزرگش بگذارید و آن روز را به یک روز بسیار عاشقانه و رمانتیک تبدیل کنید.
به یکدیگر نشان دهید عاشق هم هستید
ما دوست داریم همیشه به همسرمان نشان دهیم که عاشقش هستیم. با تمرین کردن این نکات عاشقانه می توانید صمیمیت و عشق به همسرتان را ثابت کنید. فقط کمی تلاش نیاز دارید. ساده ترین راه گفتن "دوستت دارم" است. مثلا با همسرتان تماس بگیرید و به او بگویید فقط می خواستید صدای او را بشنوید و به او بگویید دوستت دارم. در جیب لباسش، یا کیفش یادداشتهای عاشقانه بگذارید، پیامک های عاشقانه برای یکدیگر بفرستید، سعی کنید شعر عاشقانه برای یکدیگر بنویسید، یک کارت پستال یا یک هدیه خاص برای او تهیه کنید و به او هدیه دهید. با نشان دادن و ابراز علاقه تان به او، او هم متوجه میزان عشق و علاقه تان می شود و متقابلا تکرار می کند.
اگر مشکل مالی دارید، هدیه های کوچک بخرید، مثلا یک شاخه گل یا یک عطر کوچک. مراقب باشید هدیه هایی که به یکدیگر می رفتید معنادار باشد. اگر می دانید که همسرتان کتاب دوست دارد، آخرین و جدیدترین کتاب از نویسنده ای که او دوست دارد برایش بخرید. اگر او عاشق یک تیم ورزشی است، بلیط مسابقه تیم مورد دلخواهش را برایش بخرید.
هدیه تاثیر زیادی بر روحیه و علاقه افراد می گذارد مخصوصا اگر بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مناسبتی به یکدیگر هدیه دهید. افراد نسبت به رمانتیک بودن و عاشقانه زندگی کردن دیدگاه های متفاوتی دارند پس ببینید چه چیزی باعث خوشحال شدن همسرتان و ایجاد یک رابطه عاشقانه بین شما دو نفر می شود. آن را امتحان کنید.
اگر همه موارد را امتحان کردید و تاثیرگذار نبود
اگر با رعایت همه نکاتی که در بالا ذکر شد، تغییری در رابطه تان احساس نکردید و رابطه عاشقانه ای که در ابتدای ازدواج داشتید مجددا به سراغتان نیامد، بیشتر و بیشتر تلاش کنید. با او ارتباط برقرار کنید، با او ارتباط برقرار کنید، با او ارتباط برقرار کنید و همیشه برای یکدیگر زمان بگذارید. اگر باز هم موثر واقع نشد، به مشاور مراجعه کنید و توصیه های او را حتما و حتما به کار بگیرید. کتاب هایی که به ایجاد رابطه عاشقانه و رمانتیک بین شما کمک می کند بخوانید.


حتی وقتی که تو گفتی هر دوی ما بی کسیم
چه کنارم بودی و چه رفته بودی راه دور
تو تموم بی قراریا توی هم نفسیم
حتی وقتی به زبون اومدی و گفتی ببین
ما دوتا تا آخرش برای همدیگه بسیم
یه چیزی بهم می گفت تو مث معبد می مونی
ما یه جور برای همدیگه فقط مقدسیم
اومدم یه شب کنار پنجره با کلی بغض
هم سپردم به ستاره هم سپردم به نسیم
که برید یه جوری به مردم این دنیا بگید
ما دو تا دیوونه ایم اما به هم نمی رسیم

سلام ای زن
کبوتری در آسمان سینه تو
در پرواز است
رشک پهنه آبی آسمان است
وسعت مهربانی
عشق و وفای تو
ای آبی
ای زن
لبخند بزن
بی تو هیچ است جهان
پوچیم ما
پوچ است زیبایی و حیات
تلخ است قصه های شیرین مادر بزرگ
در تدوام شبهای گرم کودکی
آن زمان که پرنده خیالم
می رفت به اوج
همراه رویاهایم
لبخند بزن
ای زن
ای مادرم
مهربان همسرم
خواهرم
یارم
همباز و همرازم
ای زن
لبخند بزن ...
* عشق حیرانی - اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به خصوص یونانیان، ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش بی قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شدهاست. این نوع از عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل میگیرد.
* عشق با وقار - نوعی رفتار مودبانه وموقرانه که در اواخر قرون وسطی در مورد خانمها و عاشقان آنها به کار میرفت
* عشق دروغین - نوعی عشق نادرست با هدف کسب مادیات
* عشق جنسی (eros) - میل جنسی نسبت به یک فرد
* عشق به خانواده - عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها
* عشق آزاد - رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمیشود
* شیفتگی - در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار میرود یعنی «دوستت دارم چون..»
* عشق افلاطونی – یک رابطه نزدیک که درآن رابطه جنسی وجود ندارد یا سرکوب یا محدود شدهاست.
* عشق ظاهری - رابطه عاشقانهای که در آن پختگی لازم وجود ندارد و «راستین» نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تاکید دارد که عشق در دوران جوانی معمولا کمتر راستین وواقعی است.
* عشق به مذهب - تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب
* عشق رومانتیک ـ علاقهای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است
* عشق راستین - عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی قید و شرط اشاره دارد.
* عشق یک طرفه - مهرعاطفهای که یک طرفهاست
* شهوت - عاطفه بر اساس شهوت و تمایل به ارضای نفس.
* عشق لحظهای - عشقی که در لحظهای که فرد برای اولین بار با فردی تماس میگیرد به وجود میآید. از این عشق به مراتب در داستانها و ادبیات یاد شدهاست وبه “ love at first sight ” معروف است.
* عشق مستلزم فداکاری - فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری برمبنای عشق.
در گذشته پنداشته میشد که واژهٔ عشق ریشهٔ عربی دارد. ولی عربی و عبری هر دو از خانوادهٔ زبانهای سامیاند، و واژههای ریشهدار سامی همواره در هر دو زبان عربی و عبری با معنیهای همانند برگرفته میشوند. و شگفت است که واژهٔ «عشق» همتای عبری ندارد و واژهای که در عبری برای عشق به کار میرود اَحَو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) خویشاوندی دارد. ولی دیدگاه جدید پژوهشگران این است که واژهٔ «عشق» از iška اوستایی[۲] به معنی خواست، خواهش، گرایش ریشه میگیرد که آن نیز با واژهٔ اوستایی iš به معنی «خواستن، گراییدن، آرزو کردن، جستوجو کردن» پیوند دارد. همچنین، به گواهی شادروان فرهوشی، این واژه در فارسی میانه به شکلِ išt به معنی خواهش، گرایش، دارایی و توانگری، خواسته و داراک باز ماندهاست. خود واژههای اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشهٔ هند و اروپایی(زبان آریاییان) نخستین یعنی ais به معنی خواستن، میل داشتن، جُستن میآید که ریخت نامی آن aisskā به چم خواست، گرایش، جستوجو است. گذشته از اوستایی و سنسکریت، در چند زبان دیگر نیز برگرفتههایی از واژهٔ هند و اروپایی نخستین ais بازماندهاست.[۲] در عربی امروز نیز واژهٔ عشق کاربرد بسیاری ندارد و بیشتر حَبَّ (habba) و برگرفتههای آن به کار میروند مانند: حب، حبیب، حبیبه، محبوب و دیگرها. فردوسی نیز که برای پاسداری از زبان فارسی از به کار بردن واژههای عربی آگاهانه و کوشمندانه خودداری میکند ولی واژهٔ عشق را به آسانی و باانگیزه به کار میبرد و با آن که آزادی سرایش به او توانایی میدهد که واژهٔ دیگری را جایگزین عشق کند، واژهٔ حُب را به کار نمیبرد.

دوستت دارم به 17 زبان دنيا.......
English : I Love You
Romanian : Te iu besc
Persian : Tora doost daram
Italian : Ti amo
German : Ich liebe Dich Turkish : Seni Seviyurum
French : Je t'aime
Greek : S'ayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : Mai tumase pyre karati hun
Arabic : Ana Behibak
Iranian : Man doosat daram
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yugoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
Russian : Ya vas liubliu

منتظر لحظه اي هستم که
دستانت را
بگيرم در چشمانت خيره شوم
دوستت دارم
را بر لبانم جاري کنم
منتظر لحظه اي هستم که
در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم...


کاش هميشه دستام تو دستات باشه خوب من..
عمــق چشــــمان پـــــر از تنهاييـــــم را ديــد و رفت
ســــنگدل بـــــر آرزوهـــاي دلــــم خنديــــد و رفت
عاقبـــــــت گفتـــــــم
بـــــــه او راز دل
ديــــــوانه را
مـــن که گفـــتم دوستـــش دارم چـرا رنجـيد و رفت؟
ماهــــي در تنــگ زنــــداني شده، حــــــرفي
بــــزن
از همــان تـــوري که از دريــــا تو را دزديد و رفت
"شـــعله ي ايـــن شمــــع آتش مــي زنـد بر جان تو"
عاقبــــت عشقم.... ايـــــن جمله را نشنيد و رفت

آه! اين تصويـــر در آييـــنه تکــــراري شــــــده است
باز هم اشــکي به روي گــــونــه اش لغـــزيد و رفت
"از چه رو بغض و غرور و قلب من با هم شکست؟"
عاشــقي دلسوختـــــه اين نـــکته را پرســــيد و رفت
اي خــــــدا! از آدمـــــــيزاد زميـــــــــني
در گــــــذر
آن که از باغ بهشتت سيــب سرخــــي چـــيد و رفت
غـــرق در رويــــــاي تو
بــــودم که پــــلکم بسته
شد
يـــک فرشــــته آمــــد و روي مــرا بوسيد و رفت....


عشق گاهي خواهش برگ است در اندوه تاک
عشق
گاهي رويش برگ است در تن پوش خاک
عشق گاهي ناودان گريه ي اشک بهار
عشق گاهي طعنه بر سرو است در بالاي دار
عشق گاهي يک تلنگر بر زلال تنگ نور
پيچ و تاب ماهي انديشه در ژرفاي تور
عشق گاهي مي رود آهسته تا عمق نگاه
همنشين خلوت غمگين آه
عشق گاهي شور رستن در گياه
عشق گاهي غرقه ي خورشيد در افسون ماه
عشق گاهي سوز هجران است در اندوه ني
رمز هوشياريست در مستي مي
عشق گاهي آبي نيلوفريست
قلک انديشه ي سبز خيال کودکيست
عشق گاهي معجز قلب مريض
رويش سبزينه اي در برگ ريز
عشق گاهي شرم خورشيد است در قاب غروب
روزه اي با قصد قربت ذکر بر لب پايکوب
عشق
گاهي هق هق آرام اما بي صدا
اشک
ريز ذکر محبوب است در پيش خدا
عشق گاهي طعم وصلت مي دهد
مزه ي شيرين وحدت مي دهد
عشق گاهي شوري هجران دوست
تلخي هرگز نديدن
هاي اوست
عشق گاهي يک سفر
در شط شب
عشق پاورچين نجواي دو لب
عشق گاهي مشق هاي کودکيست
حس بودن با خدا در
سادگيست
عشق گاهي کيمياي
زندگيست
عشق در گل راز ناپژمردگيست
عشق گاهي هجرت از من تا ما شدن
عشق يعني با
تو بودن ما شدن
عشق گاهي
بوي رفتن مي دهد
صوت شبناک تو را سر مي دهد
عشق گاهي نغمه اي در گوش شب
عادتي شيرين به
نجواي دو لب
عشق گاهي مي نشيند
روي بام
گاه با صد ميل مي افتد به دام
عشق گاهي سر به روي
شانه اي
اشک ريز آخر افسانه اي
عشق گاهي يک بغل دلواپسي
عطر
مستي ساز شب بو اطلسي
عشق گاهي هم حکايت
مي کند
از جدايي ها شکايت مي کند
عشق گاهي نو بهاري گاه پاييزي
سرخ زرد!
گاه لبخندي به لب هاي تو گاهي کوه درد
عشق گاهي دست
لرزان تو مي گيرد درون دست خويش
گاه مکتوب تورا ناخوانده مي داند زپيش
عشق
گاهي راز پروانه است پيرامون شمع
گاه حس اوج تنهاييست در انبوه جمع
عشق
گاهي بوي ياس رازقي
ساقدوش خانه ي بن بست ياد مادري
عشق گاهي هم
خجالت مي کشد
دستمال تر به پيشاني عالم مي کشد
عشق گاهي ناقه ي
انديشه ها را پي کند
هفت منزل را تا رسيدن بي صبوري طي کند
عشق
گاهي هم نجاتت مي دهد
سيب در دستي و صاحبخانه راهت مي دهد
عشق
گاهي در عصا پنهان شود
گاه بر آتش گلستان مي شود
عشق گاهي رود را
خواهد شکافت
فتنه ي نمروديان زو رنگ باخت
عشق گاهي خارج از
ادراک هاست
طعنه ي لولاک بر افلاک هاست
عشق گاهي استخواني
در گلوست
زخم مسماريست در پهلوي دوست
عشق گاهي ذکر محبوب است بر
ني هاي تيز
گاه در چشمان مشکي اشک ريز
عشق گاهي خاطر فرهاد و
شيرين مي کند
گاه ميل ليلي اش با جام مجنون مي کند
عشق گاهي تاري
يک آه بر آيينه اي
حسرت نا ديدن معشوق در آدينه اي
عشق گاهي موج
دريا مي شود
گاه با ساحل هم آوا مي شود
عشق گاهي چاه را منزل
کند
يوسفين دل را مطاع دل کند
عشق گاهي هم به خون
آغشته شد
با شقايق ها نشست و هم نشين لاله شد
عشق گاهي در فنا
معنا شود
واژگان دفتر کشف و تمناها شود
عشق را گو هرچه مي
خواهد شود
با تو اما عشق پيدا مي شود
بي تو اما عشق کي معنا شود...




